<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه سبک زندگی</title>
    <link>https://journal.manaviyat.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه سبک زندگی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>صفحات نخست، شناسنامه علمی، مجوز و فهرست مطالب</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_239171.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>سبک زندگی در عصر فراواقعیت خوانش انتقادی نظریه‌ی ژان بودریار</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_236879.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد نظری ـ تحلیلی، به بازخوانی سبک زندگی در چارچوب اندیشه ژان بودریار می‌پردازد. بودریار سبک زندگی را در منطق فراواقعیت تحلیل می‌کند؛ جایی که تجربه زیسته از دل کنش‌های طبیعی و اجتماعی برنمی‌خیزد، بلکه در بستر بازنمایی‌های رسانه‌ای و مصرف نشانه‌ها شکل می‌گیرد. معنا، نه از تجربه، بلکه از بازی بی‌پایان نشانه‌ها ساخته می‌شود و در این فرآیند، مرز میان واقعیت و بازنمایی به‌تدریج فرو می‌ریزد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که اگرچه چارچوب نظری بودریار برای توصیف منطق نمادین سبک زندگی در جهان رسانه‌ای معاصر کارآمد است، در تحلیل وجوهی چون عاملیت، مقاومت، تنوع فرهنگی و امکان بازسازی تجربه اصیل زندگی، با محدودیت‌هایی مواجه است. به‌ویژه در زمینه‌های غیررسانه‌ای، غیرشهری یا بدیل‌های فرهنگی زیستن، این چارچوب توان تبیین کافی ندارد. ازاین‌رو، بهره‌گیری از رویکردهای مکمل برای ارائه تحلیلی چندبعدی از سبک زندگی ضروری به‌نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه سلامت معنوی و شفقت بر خود با بهزیستی روان‌شناختی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_236880.html</link>
      <description>نارسایی قلبی به‌عنوان یکی از بیماری‌های مزمن، تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی و بهزیستی روان‌شناختی بیماران دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه سلامت معنوی و شفقت به خود با بهزیستی روان‌شناختی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی با روش پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل 204 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی در بیمارستان رجایی استان البرز از اسفند 1402 تا شهریور 1403 است که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه‌های استاندارد بهزیستی روان‌شناختی ریف (2006)، سلامت معنوی دلمن و فری (2004) و شفقت به خود ریس و همکاران (2011) بودند. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مؤلفه‌های سلامت معنوی و مؤلفه‌های شفقت به خود، به‌طور مثبت و معناداری با بهزیستی روان‌شناختی مرتبط هستند. همچنین، این مؤلفه‌ها در مجموع&amp;amp;nbsp;47.1 &amp;amp;nbsp;درصد از واریانس بهزیستی روان‌شناختی&amp;amp;nbsp;را در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی تبیین کردند. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که ارتقای سلامت معنوی و شفقت به خود، می‌تواند به بهبود بهزیستی روان‌شناختی بیماران نارسایی قلبی کمک کند و به‌عنوان یک راهکار مداخله‌ای در برنامه‌های درمانی این بیماران مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کیفی مؤلفه‌های موثر برنظارت والدین در مدیریت شکاف نسلی بر نوجوانان خود</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_236881.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف شناسایی موانع و تسهیل‌گرهای مؤثر بر نظارت والدین در مدیریت شکاف نسلی با نوجوانان در شهر تهران انجام شد. با بهره‌گیری از چارچوب نظری بوم‌شناختی برونفنبرنر و روش تحلیل مضمون، داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ والد دارای فرزندان نوجوان با مشکلات روانی و رفتاری تحلیل گردید. درمجموع، ۵ مضمون اصلی، ۱۲ مضمون فرعی و ۳۴ مضمون پایه در چهار سطح کلان‌سیستم، برون‌سیستم، میکروسیستم، ریزسیستم و فردی شناسایی شد. یافته‌ها نشان داد که نظارت والدین به‌شدت تحت تأثیر تغییرات در سبک زندگی مدرن، ازجمله تحولات فناورانه، تضعیف تعاملات سنتی خانواده و افزایش فشارهای اقتصادی و روانی قرار دارد. موانع موجود شامل ساختارهای فرهنگی و اقتصادی محدودکننده، ضعف نهادهای آموزشی و حمایتی، تعارضات خانوادگی و شکاف‌های ارزشی بین نسلی و مشکلات روان‌شناختی والدین بودند. در مقابل، عواملی چون حمایت اجتماعی، آموزش مهارت‌محور، گفت‌وگوی بین‌نسلی و سازگاری با سبک‌های جدید زندگی به‌عنوان تسهیل‌گرهای مؤثر در تمام سطوح نمایان شدند. یافته‌ها تأکید می‌کنند که نظارت والدین بر نوجوانان پدیده‌ای چندلایه و پیچیده است که در بستر تحولات سریع سبک زندگی معاصر و تعامل متقابل بین عوامل ساختاری و فردی شکل می‌گیرد. بر این اساس، طراحی مداخلات اثربخش نیازمند رویکردی نظام‌مند، فرهنگی ‌پاسخ‌گو و چندسطحی است که بتواند به تقویت ارتباط میان والدین و نوجوانان و کاهش شکاف‌های نسلی در جامعه‌ای با سبک زندگی در حال تغییر کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر آموزش سبک زندگی سالم و تنش‌زدایی پیش‌رونده بر نشانه‌های سردرد و نشاط تحصیلی دانش‌آموزان مبتلا به سردرد تنشی</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_236882.html</link>
      <description>انگیزه اصلی این مطالعه، اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه تنش‌زدایی پیش‌رونده بر افزایش نشاط تحصیلی و کاهش نشانه‌های سردرد نوجوانان دانش‌آموز مبتلا به سردرد تنشی است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. جامعه آماری این تحقیق را دانش‌آموزان پسر پایه‌های متوسطه مبتلا به سردردهای تنشی مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1402-1403 بودند. تعداد نمونه 30 نفر که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. تجزیه ‌و تحلیل داده‌های حاصل از پرسش‌نامه نشاط تحصیلی، پرسش‌نامه نشانه‌های سردرد متناسب با نیاز آماری از نرم‌افزار آماری SPSS.V24 و تحلیل کواریانس در قالب دو بخش آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد که به‌طورکلی آموزش سبک زندگی سالم همراه آموزش تنش‌زدایی پیش‌رونده، باعث تغییر نشاط تحصیلی و نشانه‌های سردرد نوجوانان دانش‌آموز مبتلا به سردرد تنشی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی &amp;laquo;سفره غذا&amp;raquo; و نسبت آن با سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی با مطالعه موردی سریال پایتخت</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_236883.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نحوه بازنمایی &amp;amp;laquo;سفره غذا&amp;amp;raquo; و نسبت آن با سبک زندگی اسلامی - ایرانی در شش فصل مجموعه تلویزیونی سریال &amp;amp;laquo;پایتخت&amp;amp;raquo; می‌پردازد. درواقع، مسئله اصلی این است که با توجه به تأکید قوانین موجود بر گنجاندن ارزش‌ها و باورهای دینی و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، این سریال تا چه میزان به این موضوع توجه کرده است؟برای پاسخ به این پرسش، سکانس‌های منتخب از ۳۶ قسمت مختلف این سریال که در آن‌ها سفره غذا، تهیه غذا و گردهمایی شخصیت‌های اصلی به‌منظور صرف غذا به تصویر کشیده شده بود، به‌مثابه یک متن فرهنگی و بر اساس روش نشانه‌شناسی جان فیسک تحلیل شدند. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد اگرچه در بازنمایی سفره غذا از نمادهای دینی و سبک زندگی اسلامی - ایرانی بهره گرفته شده و به لحاظ دلالت‌های فرهنگی و اجتماعی، فرهنگ تعامل و تقویت روابط خانوادگی، توجه به آداب و رسوم سنتی (در طبقه متوسط جامعه) و دوری از تشریفات و تجملات به نمایش گذاشته شده است، اما این بازنمایی کاملاً منطبق بر سبک زندگی اسلامی - ایرانی نیست. ارزش‌های مهم دینی مرتبط با سفره غذا، نظیر دوری از غفلت، توجه به آفریدگار هستی، آداب مهمان‌داری و رعایت حرمت سفره، در این سریال موردتوجه کافی قرار نگرفته‌اند. به بیان دیگر، مجموعه رمزگان‌های به‌کاررفته در سریال &amp;amp;laquo;پایتخت&amp;amp;raquo; سفره غذای سنتی طبقه متوسط ایرانی و خانواده صمیمی که در حال گذار از سنت به مدرنیته است را بازنمایی می‌کند و به برساخته‌های این نظام، خصلتی طبیعی می‌بخشد که چندان با سفره و آداب اسلامی همخوانی ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه شناختی بر سبک زندگی دختران شاغل مجرد</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_236884.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین جامعه‌شناختی سبک زندگی دختران شاغل با وضعیت &amp;amp;laquo;تجرد قطعی&amp;amp;raquo; در شهر تهران طراحی شد. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای استراوس و کوربین (۱۹۹۸) انتخاب گردید و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، داده‌ها از ۲۴ زن مجرد شاغل ساکن تهران جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از کدگذاری‌های باز، محوری و انتخابی انجام شد که درنهایت منجر به شناسایی چهار مقوله اصلی گردید: شرایط علّی (رضایتمندی اقتصادی و شغلی)، شرایط زمینه‌ای (نقش خانواده و سرمایه فرهنگی)، شرایط مداخله‌گر (محدودیت‌های ساختاری و فشار اجتماعی) و راهبردها (مدیریت فراغت، شبکه‌سازی اجتماعی و تقویت معنویت). نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این گروه از زنان، درحالی‌که از آزادی‌های شغلی و استقلال مالی برخوردارند، نگرانی‌های عمیقی نسبت به‌ تنهایی در آینده، نابرابری‌های جنسیتی و برچسب اجتماعی دارند. تعامل این مقولات، الگوی &amp;amp;laquo;سبک زندگی نوین تجردی مبتنی بر رضایت و نگرانی&amp;amp;raquo; را شکل می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که رضایت از خودمختاری فردی، همراه با دغدغه‌های روانی و اجتماعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چکیده و صفحات پایانی</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_239172.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر فضاهای شهری بر سبک زندگی زنان در شهر تهران</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_246058.html</link>
      <description>این تحقیق به بررسی تأثیر فضاهای شهری بر سبک زندگی زنان در تهران پرداخته است. در این تحقیق، زنان ساکن در سه منطقه مختلف تهران شامل شمال تهران، جنوب تهران و مرکز تهران مورد بررسی قرار گرفتند. حجم نمونه تحقیق برابر با ۳۸۴ نفر است که به طور مساوی بین سه منطقه تقسیم شده است. هدف اصلی این تحقیق شناسایی تأثیر فضاهای شهری بر مشارکت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان و همچنین تحلیل دسترسی به فضاهای عمومی و امنیت آن‌ها است. این تحقیق از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده کرده و داده‌ها از زنان در مناطق مختلف تهران جمع‌آوری شد. نتایج آزمون‌های آماری نشان داد که میانگین سبک زندگی زنان در شمال تهران برابر با ۴.۵ و در جنوب تهران برابر با ۳.۸ بود (سطح معنی داری برابر ۰.۰۲۱). همچنین، نتایج آزمون آنالیز واریانس (تحلیل واریانس) نشان داد که تفاوت‌های معناداری در میانگین سبک زندگی زنان در مناطق مختلف تهران وجود دارد چون سطح معنی داری کمتر از ۰.۰۵ است. از طرف دیگر، نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که دسترسی به فضاهای عمومی و مشارکت اجتماعی زنان دارای همبستگی مثبت معنادار ۰.۶۸ است. این یافته‌ها نشان می‌دهند که زنان در مناطق با فضاهای عمومی مناسب و امنیت بیشتر، بیشتر در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی مشارکت دارند. تحقیق همچنین پیشنهاد می‌کند که طراحی فضاهای شهری باید با توجه به نیازهای خاص زنان، دسترسی به امکانات تفریحی، فرهنگی و امنیت بیشتر به‌منظور ارتقاء مشارکت اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی آن‌ها انجام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین تنوع سبک های زندگی ایرانی بر اساس نظریۀ عاملیت ـ ساختار</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_246059.html</link>
      <description>خاستگاه تنوع سبک زندگی یک جامعه مؤلفه‌های مختلف تاریخی، اجتماعی و فرهنگی آن جامعه است. اگر جامعه از تنوع اجتماعی و فرهنگی برخوردار باشد، نمی‌توان از یک سبک زندگی در آن جامعه سخن راند. در ایران به دلیل تلاقی فرهنگهای مختلف و همچنین تحولات همه جانبۀ جهان جدید و ورود رویکردها، گرایشها و کالاهای فرهنگی و امروزه با حضور رسانه‌های نوین و فن‌آوریهای اطلاعات و ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی مجازی طیفی از سبکهای زندگی به وجود آمده است. حال پرسش این است که تنوع سبکهای زندگی اسلامی ‌ـ ایرانی در دورۀ معاصر با چه دلایلی قابل تبیین است؟ روش مقاله استنطاق و به عبارتی فرایندی پرسشگرایانه از گام&amp;amp;lrm;های متوالی برای برقراری ارتباط بین آثار اجتماعی و دینی و موضوع مقاله است. استنطاق اشاره به چیزی دارد که نتیجه&amp;amp;lrm;گیری می&amp;amp;lrm;شود و به معنایی که به&amp;amp;lrm;صراحت بیان نشده است، ولی می&amp;amp;lrm;توان آن را استنباط کرد. بر اساس پیوند عاملیت و ساختار این نتیجه حاصل شد که دو عامل در این خصوص تأثیرگذار هستند: یک تلاقی فرهنگهایی که در جامعۀ ایران اسلامی حضور دارند؛ و دیگری سیطرۀ یکی از شرایط زمینه‌ای در یک دورۀ تاریخی یا در میان یک گروه یا شبکه اجتماعی، از شخصیت عاملان گرفته تا ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و از همه مهمتر ساختارهای نوین فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی مجازی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک زندگی به مثابه عرصه توانمندسازی: تبیین تحولات سبک زندگی زنان براساس مدل توانمندسازی کبیر</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_246060.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر بررسی مفهوم توانمندسازی زنان و نقش آن در تحولات سبک زندگی است. به این منظور، مدل توانمندسازی کبیر (1999) در زمینه توانمندسازی زنان به عنوان یکی از جامع ترین رویکردهای حاضر انتخاب شد و تحولات سبک زندگی در نسبت با آن براساس روش پژوهش اسنادی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. گردآوری داده ها از طریق مطالعه و بررسی اسناد (شامل اسناد کتابخانه‌ای، مقالات، پایان‌نامه‌ها، و پایگاه‌های اینترنتی) انجام شد. یافته‌ها نشان داد تحول سبک زندگی زنان از طریق تعامل پویای سه بعد منابع، عاملیت و دستاوردها محقق می‌شود. دسترسی به منابع مادی باعث تغییر الگوی مصرف و سبک زندگی می‌شود، حال آنکه وجود منابع انسانی آگاه منجر به انتخاب‌های آگاهانه‌تر شده و منابع اجتماعی امکان دسترسی به فرصت‌های جدید را برای زنان فراهم می‌کنند. از سوی دیگر، اعمال انواع مختلف عاملیت نیز سهم بسزایی در این تحول دارد؛ به طوری که عاملیت منفعل به صورت مقاومت پنهان در برابر هنجارهای محدودکننده ظاهر می‌شود، عاملیت فعال در قالب تصمیم‌گیری مستقل در انتخاب سبک زندگی تجلی می‌یابد و عاملیت تحول‌آفرین به تغییر ساختارهای محدودکننده می‌انجامد. همچنین دستاوردهای ناشی از توانمندسازی زنان نیز به نوبه خود موجب تحول در عرصه های مختلف سبک زندگی می شود به طوری که توانمندسازی ابعاد فردی زنان منجر به افزایش اعتماد به نفس در آنها برای انتخاب‌های بهتر می شوند، توانمندی زنان در عرصه خانوادگی، پیامد تغییر در سبک تصمیم گیری، فرزندپروری و تعامل با همسر می شود و دستاوردهای اجتماعی توانمندسازی برای زنان به افزایش مشارکت آنان در عرصه عمومی منجر می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین جامعه‌شناختی مولفه‌های اجتماعی مؤثر بر سواد سلامت (مطالعه موردی شهروندان بالای ۱۸ سال شهر بوشهر)</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_246061.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین جامعه‌شناختی مؤلفه‌های اجتماعی مؤثر بر سواد سلامت در شهروندان بوشهر انجام شد. مطالعه با طرح ترکیبی متوالی اکتشافی، در دو فاز کیفی و کمی اجرا گردید. در فاز کیفی، با استفاده از رویکرد نظریه زمینه‌ای کلاسیک و انجام ۱۷ مصاحبه عمیق، داده‌ها تحلیل شدند. نتیجه این تحلیل، استخراج ۲۳۵ کد، ۲۴ مفهوم و ۸ مقوله بود که &amp;amp;laquo;مدارای انتظار&amp;amp;raquo; به عنوان مقوله محوری شناسایی شد. این مقوله، انتظار را به مثابه یک استراتژی فعال برای کاهش ریسک در شرایط عدم قطعیت و نابرابری ساختاری تفسیر می‌کند.در فاز کمی، با روش پیمایش مقطعی و نمونه‌گیری خوشه‌ای از ۳۸۴ نفر، داده‌ها با پرسشنامه‌های محقق‌ساخته و استاندارد گردآوری و با تحلیل مسیر بررسی شدند. میانگین سواد سلامت ۶۸.۴۵ از ۱۰۰ به دست آمد. یافته‌ها نشان داد عواملی مانند میدان چندصدایی سلامت، تعلیق قضاوت و بده‌بستان اعتماد-قدرت اثر مستقیم مثبت بر &amp;amp;laquo;مدارای انتظار&amp;amp;raquo; دارند، در حالی که سرمایه نمادین خانواده اثر منفی قوی بر آن نشان داد. مهم‌تر آنکه، &amp;amp;laquo;مدارای انتظار&amp;amp;raquo; خود، قوی‌ترین پیش‌بین منفی سواد سلامت بود و نقش میانجی کامل در رابطه سایر متغیرها با سواد سلامت ایفا کرد. از طرف دیگر، سرمایه نمادین خانواده بیشترین اثر کل مثبت را بر سواد سلامت داشت.در جمع‌بندی، سواد سلامت در بوشهر پدیده‌ای عمیقاً اجتماعی و وابسته به زمینه است که تحت تأثیر آشفتگی اطلاعاتی و بحران اعتماد، به شکل‌گیری استراتژی &amp;amp;laquo;مدارای انتظار&amp;amp;raquo; منجر شده و واکنش‌گرایی (درمان‌محوری) را بر پیشگیری غالب می‌سازد. در این فرآیند، سرمایه نمادین خانواده نقشی حفاظتی و کلیدی دارد. بر این اساس، ایجاد پایگاه‌های دیجیتال معتبر، کاهش هزینه‌های دسترسی، ادغام خانواده در شبکه سلامت، آموزش سواد سلامت انتقادی و بومی‌سازی ارتباطات سلامت به عنوان راهکارهایی برای گذار از مدارای انتظار به کنشگری پیشگیرانه پیشنهاد می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مؤلفه‌های سازگار با سبک زندگی اسلامی در الگوی زیست اشتراکی اقشار کم‌درآمد محله طرلان‌دره‌سی تبریز</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_246222.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی مؤلفه‌های سازگار با سبک زندگی اسلامی&amp;amp;ndash;ایرانی در الگوی زیست اشتراکی اقشار کم‌درآمد، به مطالعه تجربه زیسته ساکنان محله طرلان‌دره‌سی تبریز پرداخته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان، ساکنان و مطلعان محلی گردآوری و با بهره‌گیری از فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که زیست اشتراکی در این محله صرفاً راهکاری اقتصادی برای تأمین سرپناه نیست، بلکه نوعی سازوکار اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی در مواجهه با بحران مسکن، فشار معیشتی و محدودیت دسترسی به سکونت مستقل شهری است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که برخی مؤلفه‌های سبک زندگی اسلامی&amp;amp;ndash;ایرانی نظیر تعاون، خانواده‌محوری، اخلاق همسایگی، مشارکت جمعی و روابط خویشاوندی در بستر زیست اشتراکی بازتولید می‌شوند. در مقابل، تراکم فضایی، ضعف حریم خصوصی، اختلاط ناخواسته و ناامنی سکونتی، زمینه‌ساز فرسایش آرامش روانی و تضعیف محرمیت در زندگی روزمره شده است. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد که ارتقای کیفیت زیست اشتراکی در محلات کم‌درآمد، نیازمند بازآفرینی الگوهای بومی سکونت، تقویت حمایت نهادی، طراحی متناسب با حریم فرهنگی و تحقق عدالت فضایی در سیاست‌گذاری مسکن شهری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی پدیدارشناسی هدایت‌شده در مطالعات سبک زندگی اسلامی</title>
      <link>https://journal.manaviyat.ir/article_246224.html</link>
      <description>پدیدارشناسی دینی به‌عنوان یکی از رویکردهای تحلیلی معاصر، با تمرکز بر &amp;amp;laquo;تجربه زیسته&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نحوه ظهور امر قدسی در آگاهی مؤمنان&amp;amp;raquo;، افق جدیدی در مطالعات دین گشوده است. این مقاله با روش تحلیل مفهومی و استدلال فلسفی، به تبیین ظرفیت‌ها و محدودیت‌های روش پدیدارشناسی دینی در مطالعات سبک زندگی اسلامی می‌پردازد. پرسش اصلی آن است که روش پدیدارشناسی دینی چه نسبتی با روش اجتهادی در مطالعات سبک زندگی اسلامی دارد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، پدیدارشناسی دینی با تأکید بر ارکانی چون &amp;amp;laquo;تجربه زیسته&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اپوخه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحلیل نحوه ظهور&amp;amp;raquo;، امکان پل زدن میان متن مقدس و زیست روزمره مؤمنان را فراهم می‌کند. با این حال، این روش به تنهایی فاقد حجیت شرعی و معرفتی در استنباط هنجارهای دینی است. افزون بر این، اصل &amp;amp;laquo;اپوخه&amp;amp;raquo; با التزام به وحی که پیش‌فرض اساسی پژوهش دینی اسلامی است، تعارض بنیادین دارد و در صورت عدم نظارت وحی و عقل برهانی، خطر نسبی‌گرایی معنایی را به همراه می‌آورد. مقاله در نهایت الگوی &amp;amp;laquo;پدیدارشناسی هدایت‌شده&amp;amp;raquo; را پیشنهاد می‌کند؛ رویکردی که در آن تجربه زیسته در پرتو وحی تفسیر می‌شود و پدیدارشناسی در کنار روش اجتهادی نقشی تکمیلی ایفا می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
